| نویسندگان | حسین ایمانیان |
|---|---|
| نشریه | نامه فرهنگستان |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | 1405/3/30 |
| رتبه نشریه | ISI |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
یکی از پدیدههایی که در سرودههای پارسی از همان سدههای نخست هجری خودنمایی میکند و نشان میدهد که پدیدهای کهنتر در شعر و هنر ایرانی باشد اشاره به نامِ هنریِ شاعر (تخلّص) در بیتهای پایانی است. این ویژگی در شعر عربی وجود نداشت. به دلیل درهمآمیختگی زیادِ ادبیات و هنر پارسی با ادبیات عربی در سدههای پسااسلامی، بر آن شدیم تا نشانههایی از تخلص را در شعر عربی بیابیم. تخلص را باید در سرودههای عربیسرایان ایرانی جستوجو کرد که با سنتهای کهن شعر پارسی آشنایی داشته و گاه ناخودآگاه آن را به کار بردهاند. برخی از عربتبارانی را نیز که بهدلایلی با ترانههای پارسی آشنا بودهاند باید درون این دایره گنجاند. البته بهقطعیت نمیتوان بر همۀ نمونههای بازیافته از شعر عربی در این مقاله نام تخلص نهاد، ولی این تلاشی است در بررسی دقیقتر تخلّص در شعر عربی.
برای یافتن کهنترین نمونههای تخلص در شعر عربی، چینش تاریخی را پیش گرفته و به کهنترین نمونهها در سدههای نخست هجری اشاره کردهایم که به سدۀ نخست هجری برمیگردند. تخلصها در شعر تازی معمولاً برگرفته از نام کوچک شاعر یا کنیۀ اوست و در برخی سرودههای عربی، بهویژه نزد صاحب بن عباد، از نام راویِ خوشآواز شاعر نیز در کنار تخلّص یاد میشود. طبیعی است که از سدههای چهارم و پنجم هجری و پس از آنکه این پدیده در شعر پارسی گسترش یافت و گاه سخنسنجان نیز بدان اشاره کردهاند، نمونههای بیشتری در دست باشد.
برای یافتن کهنترین نمونههای تخلص در شعر عربی، چینش تاریخی را پیش گرفته و به کهنترین نمونهها در سدههای نخست هجری اشاره کردهایم که به سدۀ نخست هجری برمیگردند. تخلصها در شعر تازی معمولاً برگرفته از نام کوچک شاعر یا کنیۀ اوست و در برخی سرودههای عربی، بهویژه نزد صاحب بن عباد، از نام راویِ خوشآواز شاعر نیز در کنار تخلّص یاد میشود. طبیعی است که از سدههای چهارم و پنجم هجری و پس از آنکه این پدیده در شعر پارسی گسترش یافت و گاه سخنسنجان نیز بدان اشاره کردهاند، نمونههای بیشتری در دست باشد.