| نویسندگان | حسین ایمانیان |
|---|---|
| نشریه | کاشان شناسی |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | 1405/5/30 |
| رتبه نشریه | ISI |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
منطقۀ کاشان از برای جایگیری در میان راههای فلات میانی ایران و برخورداری از دو بخش بیابانی و کوهستانی و مگر اینها، هماره جایگاهی ارزشمند در جغرافیای سیاسی ایران داشته است. یافتن چراییِ نامگذاری این پهنه به «کاشان» ما را به بیابانهای تاریک گمانهزنی خواهد کشاند. در سدههای نخستِ هجری و بیشتر در نوشتههای تازی از این پهنه با دو فرنامِ رُستاقِ «جَرمقاسان» و «صَردقاسان» یاد شده است. از آنجاکه نخستینبار ابنمقفع (درگذشتۀ 142هـ) دو زبانزد (اصطلاح) بالا را گزارش میکند، توان پنداشت که این نامگذاری در ایران پیش از یورش تازیان نیز کاربرد داشته است. از منطقۀ کاشان تا سدۀ چهارم و پنجم هجری همچنان با همین دو نام یاد میشود. «رُستاق» برابر «ناحیه» یا بخشی کوچکتر از «کوره» و دربردارندۀ چندین «قریه» بوده است. رفتهرفته از سدۀ چهارم هجری، به جای این دو نامِ آمیخته، از نام یگانۀ «کاشان» بهره گرفته میشود. نگاه به نوشتههای سدههای میانی نشان میدهد که کاشان، دیگر نه رُستاقی از رُستاقهای اصفهان یا قم، بلکه مدینهای دربرداندۀ چندین قریه و دارای مسجد جامع و منبر، مدرسه، حاکم، برجوبارو بهشمار میآید. جستار پیشِ رو به روش توصیفیتحلیلی و بر پایۀ خوانش و بررسی نوشتههای تازی و پارسیِ سدههای دوم تا ششم هجری میکوشد روزگار این دگرگونی و چرایی آن را روشن نماید. توان پنداشت که پیوستن چند قریۀ پیرامون کاشان به آن، گسترش مذهب تشیّع بهویژه در بخش مرکزیِ کاشان، و شکوفایی اقتصادی آنجا سبب شده است از دو «رُستاق» گرمکاشان و سردکاشان، با نام «کاشان» یعنی «شهر»ی دربردارندۀ چند «دیه» یاد شود.