| نویسندگان | جواد حیدریان، رضا رضازاده |
|---|---|
| نشریه | فلسفه |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵ |
| رتبه نشریه | علمی - پژوهشی |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
| کلید واژه ها | خودآگاهی ابنسینا علم حضوری استنتاجگرایی پیتر کاروترز فلسفۀ ذهن و علوم شناختی الگوی دووجهی خودآگاهی |
چکیده مقاله
مسئلۀ خودآگاهی از بنیادیترین مباحث در فلسفۀ اسلامی و فلسفۀ ذهن معاصر است. در سنت سینوی، خودآگاهی بهمثابۀ «علم حضوری» امری بیواسطه، بدیهی و خطاناپذیر تلقی میشود که نقشی اساسی در تبیین تجرد و بقای نفس ایفا میکند. در مقابل، رویکردهای استنتاجگرایانه در فلسفۀ ذهن معاصر، بهویژه نظریۀ خودتفسیری پیتر کاروترز، خودآگاهی را فرآیندی تفسیری، زبانمند و اساساً خطاپذیر میدانند که از رهگذر سازوکارهای انتسابی و استنتاجی پدید میآید. این پژوهش با طرح مسئلۀ «دسترسی اولشخص» بهعنوان افق مشترک میان دو سنت، میکوشد امکان جمع و بازخوانی این دو تلقی ظاهراً ناسازگار را بررسی کند. پرسش محوری آن است که با مفروض گرفتن هستهای حضوری و خطاناپذیر در خودآگاهی، چگونه میتوان لایههای تفسیری و رواییِ خطاپذیر را بهعنوان سطوحی متمایز اما مرتبط از تکوین محتوای خودآگاهی تبیین کرد. پژوهش با روش تحلیلی–تطبیقی و با تفکیک سطوح وجودشناختی و معرفتشناختی از سطوح روانشناختی و شناختی، الگوی «دووجهی خودآگاهی» را پیشنهاد میکند. بر اساس این الگو، خودآگاهی مشتمل بر «هستۀ حضوری حداقلی» بهمنزلۀ شرط امکان آگاهی اولشخص، و «لایۀ تفسیری-روایی» بهمنزلۀ سطح شکلگیری هویت مفهومی و زمانی سوژه است. این چارچوب، افزون بر رفع تعارض ظاهری میان دو طرف، زمینهای نظری برای گفتوگوی روشمند میان فلسفۀ اسلامی و فلسفۀ ذهن معاصر فراهم میآورد.