رزومه


EN
اسدالله بابایی فرد

اسدالله بابایی فرد

دانشیار

دانشکده: دانشکده علوم انسانی

گروه: علوم اجتماعی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

سال تولد: ۱۳۵۳

رزومه
EN
اسدالله بابایی فرد

دانشیار اسدالله بابایی فرد

دانشکده: دانشکده علوم انسانی - گروه: علوم اجتماعی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی | سال تولد: ۱۳۵۳ |

 

دانشجویان عزیز، با وجود اعلام ساعتهای حضور و مشاوره در برنامه هفتگی، لطفا برای حضور و مشاوره با هماهنگی قبلی اقدام کنید.

نمایش بیشتر

ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون شهری با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در منطقه 81 تهران

نویسندگانناهید عبدلی,اسداله بابایی فرد,محسن نیازی,مهدی حسین زاده فرمی
نشریهجامعه شناسی اقتصادی و توسعه
شماره صفحات۲۳۰
شماره مجلد۱
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار1404/07/12
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهISC
کلید واژه هامحرومیت درون شهری؛ محرومیت اجتماعی, شهرنشینی, مدلسازی معادلات ساختاری, شاخص محرومیت چند بعدی, شاخص فقر چند بعدی, نشانگر ترکیبی

چکیده مقاله

هدف پژوهش: محرومیت فراتر از معیار فقر تک بعدی و صرفاً درآمدی، یک تجربۀ زیسته با ماهیت چندوجهی است. این پدیده، ساختارهای پیچیده و زیربنایی نابرابری را آشکار می سازد و به پژوهشگران و سیاست گذاران امکان می دهد تا مداخلات مؤثرتری را برای مقابله با آن پیشنهاد دهند. هدف از این رویکرد چندبعدی، توسعه مدل های به روزتری از فرایندهای محرومیت زا است که بتوانند درک عمیق تری از پدیده فقر و نابرابری ارائه کنند. از این رو، این پژوهش با هدف ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون شهری در منطقه 1۱ تهران، که جمعیتی بالغ بر 4۵۴ هزار نفر دارد، به بررسی این ابعاد پرداخته است. روش پژوهش: این تحقیق با بهره گیری از روش کمی پیمایش و تکنیک تحلیلی مدل سازی معادلات ساختاری، به بررسی دقیق روابط بین ابعاد مختلف محرومیت پرداخته است. هدف اصلی، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم شش بُعد محرومیت )اجتماعی، روانی، شناختی، اقتصادی، مسکن و فضایی( بر یکدیگر و ارائه یک مدل ترکیبی جدید است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که محرومیت و نابرابری درون شهری در این منطقه، بیش از آنکه به زیرساخت های کالبدی وابسته باشد، تحت تأثیر ابعاد روانی و شناختی قرار دارد. این ابعاد بر شاخص های اجتماعی اثرگذار بوده و احساس محرومیت را در شهروندان تقویت می کنند. به عبارت دیگر، محرومیتی که ساکنان این منطقه تجربه می کنند، نه تنها به درآمد، بلکه به شرایط مکانی و احساس درونی آنها نیز مرتبط است. در میان ابعاد مورد بررسی، محرومیت روانی شناختی بیشترین تأثیر - را بر سایر ابعاد داشته است. با وجود اقدامات نوسازی و تسهیلات دولتی در زمینه مسکن و زیرساخت، این سیاست ها نتوانسته اند احساس محرومیت را کاهش دهند؛ زیرا رویدادهای اقتصاد کلان تأثیر قوی تری بر وضعیت زندگی شهروندان دارند. نتیجه گیری: یافته ها تأکید می کنند که فضاهای شهری با زیرساخت های ناپایدار و محرومیت مسکن نمادهای اصلی محرومیت درون شهری در این منطقه هستند که به شدت بر استانداردهای زندگی اجتماعی خانواده ها تأثیر می گذارند.