در جغرافیای انسانی موضوعاتی مثل فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ... از دیدگاه جغرافیایی مورد مطالعه قرار میگیرد. در این رابطه، جغرافیای فرهنگی را میتوان یکی از شاخههای جغرافیای انسانی با رویکرد موضوعی تلقی نمود؛ چون در مورد یک موضوع مشخص تمرکز دارد و به موضوع فرهنگ، ویژگیها و الگوهای فضایی آن در مکانها میپردازد که بهنوعی بررسی موضوعی قلمداد میشود. در این شاخه از جغرافیای انسانی، مطالعه تغییرات فضایی و مکانی فرهنگ، روابط جغرافیایی نواحی فرهنگی با یکدیگر و تشابهات و تمایزات بین آنها مورد بررسی و تبیین قرار میگیرد. بنابراین هدف جغرافیای فرهنگی، شناخت، شرح و بیان تفاوتها و روابط نواحی فرهنگی در ابعاد ناحیهای، ملی و فراملی بر مبنای عناصر فرهنگی است. از این رو همچنان که عوامل محیط طبیعی در نواحی جغرافیایی یکسان و یکنواخت نیست، نواحی فرهنگی نیز دارای تفاوت و افتراق است. در واقع جغرافیای فرهنگی دانشی ترکیبی است که از مطالعات و دیدگاههای دو حوزه فرهنگ و محیط طبیعی استفاده میکند. جغرافیای فرهنگی به تفاوتها و تغییرات فضایی زبان، نظامهای اقتصادی، شکلهای حکومتی، رابطهها، ادراکها و دریافتهای محیطی و سایر مؤلفههای بیشمار فرهنگی دیگر میپردازد. جغرافیدانان فرهنگی معتقدند که کلیت و صورت فرهنگ نمیتواند بدون مراجعه به محیطی که در آن شکل گرفتهاند، کاملاً درک شوند. همینطور جغرافیدانان فرهنگی به تجزیه و تحلیلهای زمینی همچون مطالعات آب و هوا، گیاهان، خاک و زندگی حیوانی میپردازند و اینها را در مطالعات خود وارد میکنند؛ زیرا این عناصر روی فرهنگ اثر گذاشته و به تشریح الگوهای فرهنگی کمک میکنند. بنابراین، جغرافیای فرهنگی بر توصیف و تجزیه و تحلیل نحوه تفاوت و یکسانی در زبان، مذهب، اقتصاد، حکومت و دیگر پدیدههای فرهنگی از مکانی به مکان دیگر تکیه دارد. در واقع جغرافیای فرهنگی بیش از آنکه صرفاً به محیطزیست انسان معطوف باشد، تکیه بر فرهنگ انسان دارد. بنابراین جغرافیای فرهنگی آن بخش از جغرافیاست که فرهنگ را در مفهوم کلی و عام آن یعنی «دستاوردهای بشری» و دستاوردهای اجتماعی انسان مینگرد.
در این کتاب متوجه خواهیم شد که چرا و چگونه فرهنگهای انسانی از نظر جغرافیایی با هم متفاوت هستند. فرهنگ نوعی نظام معانی مشترک و شیوههای جمعی است که از دل تاریخها و شرایط متمایز منطقهای پدیدار میشود. فرهنگ یک گروه انسانی اساساً با ساختارهای اجتماعی و سیاست ارتباط زیادی دارد. در این کتاب به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که جغرافیاهای محلی و زبانهای یک منطقه چگونه منجر به شیوه خاصی از زندگی در آن منطقه میشوند و اینکه فرهنگهای چیره ـ «کانونهای فرهنگی» ـ چگونه از مناطق مرکزی که دارای کشاورزی و زبانهای نوشتاری ابتدایی بودند ظهور پیدا کرد. سرانجام در این کتاب بر آن تأکید خواهیم کرد که تنوع فرهنگی محصول تعامل بین نظامهای فرهنگی برای آفرینش ترکیبهای جدید است. فرهنگهای جدید بهطور پیوسته از برخورد پیوندهای جهانی پدید میآیند.