| Authors | میثم ارامش,عباسعلی ولی,ابو الفضل رنجبرفردوئی |
| Journal | پژوهش های ژئومورفولوژی کمی |
| Page number | ۱۱۴ |
| Volume number | ۱۲ |
| Paper Type | Full Paper |
| Published At | 1402/05/01 |
| Journal Grade | Scientific - research |
| Journal Type | Typographic |
| Journal Country | Iran, Islamic Republic Of |
| Journal Index | ISC |
| Keywords | ژئومورفومتری, طبقه بندی تپه های ماسه ای, خصوصیات ژئومورفولوژیکی, NDVI, ارگ کاشان |
|---|
Abstract
شرایط ویژه حاکم بر مناطق خشک فرآیند بادی را در این مناطق رقم میزند. در این مناطق ارتباطات
پوشش گیاهی و ژئومورفولوژی بیانگر عملکرد موثر این ارتباطات بر مورفولوژی تپههای ماسهای است.
از سوی دیگر تاثیر پوشش گیاهی هم از طریق رفتار جوامع گیاهی و همچنین ایفای نقش تک تک گونه-
های گیاهی قابل بررسی است. از اینرو در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر جوامع گیاهی به کمک دورسنجی
وتاثیر گونههای مجزا با مراجعه میدانی در منطقه ارگ کاشان طی دوره 1995 - 2020 پرداخته شد. به
منظور بررسی ارتفاع و شیب از تصاویر گوگل ارث و برای محاسبه پوشش گیاهی از تصاویر لندست TM
و OLI8 و بازدید صحرایی استفاده شد. همبستگی بین عوامل مورفولوژیک و پوشش گیاهی با استفاده
از رگرسیون وزندار فضایی (GWR) بررسی شد. نتایج شناسایی تپههای ماسهای بیانگر وجود شش
نوع تپه مختلف در منطقه مورد مطالعه بود. کمیسازی ارتفاع و شیب بیانگر میانگین ارتفاع 33 متر و شیب
6 / 3 درصد بود. تغییرات ارتفاع و حجم تپههای ماسهای ارگ کاشان روند افزایشی را نشان داد به طوریکه
نرخ تغییر ارتفاع و همبستگی آن به ترتیب 0455 / 0 و 85 / 0 و نرخ تغییر حجم و همبستگی آن به ترتیب
216 / 0 و 9 / 0 محاسبه شد. حجم سطحی تپههای ماسهای منطقه کاشان حدود 02 / 1 کیلومتر مکعب در
طی یک دوره 25 ساله افزایش داشت. تغییرات زمانی NDVI در این دوره مطالعاتی افزایش بود، رابطه
بین ارتفاع و شیب تپههای ماسهای با NDVI نشان داد که بیشترین مقدار پوشش گیاهی در تپههای
تثبیت شده و کمترین مقدار آن در تپههای ستارهای و بوکلیه بارخانی واقع شده است. نتایج حاصل از
همبستگی بین خصوصیات مورفولوژیکی تپههای ماسهای با NDVI از طریق رگرسیون وزندار فضایی
(GWR) نشان داد که بین این عوامل در همه بخشها همبستگی مثبت وجود دارد ) 57 / 0R= ، 46 / 0R= .)
گونههای ماسهدوست منطقه گونههای اسکمبیل، کلبیت، سبد و دمگاوی بودند که نتایج تحلیل کارایی این
گونهها در مورفولوژی دامنه تپهها نشان داد گونههای فوق عملکرد یکسانی ندارند. به طوریکه ترکیب
گونهها و گونه سبد به ترتیب با افزایش شیب جزئی دامنه 40 و 30 % بیشترین و گونه دم گاوی کمترین
تاثیر را در شیب جزئی دامنه داشته است. در نهایت قابل ذکر است تنوع پوشش گیاهی منجر به تنوع
عملکرد در مورفولوژی تپهها شده است و این موضوع بیانگر استفاده اکوسیستم از نقش همه گونهها در
تقابل با فرآیند بادی است، لذا این دستاورد میتواند در برنامه ای اجرایی و پروژههای اقدام طرحهای
کنترل فرسایش بادی در این مناطق در دستور کار قرار گیرد.