رزومه


EN
حسین قربان پور

حسین قربان پور

دانشیار

ghorbanpoor@kashanu.ac.ir

دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

گروه: زبان و ادبیات فارسی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

رزومه
EN
حسین قربان پور

دانشیار حسین قربان پور

ghorbanpoor@kashanu.ac.ir
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی - گروه: زبان و ادبیات فارسی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

نقش فرازبان در بازتاب حقوق شهروندی زن )نمونۀ بررسی: رمان لیله الجنون مُنی الشافعی

نویسندگانسحر گرگی,حسین ایمانیان,حسین قربانپور
نشریهزن د ر فرهنگ و هنر
شماره صفحات۱
شماره مجلد۱۸
ضریب تاثیر (IF)ثبت نشده
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار1405/01/10
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهISC
کلید واژه هااحساس زنانه, ارتباط غیرکلامی, حقوق شهروندی, لیله الجنون, منی الشافعی.

چکیده مقاله

اگرچه زبان مهم ترین ابزار برقراری پیوند با دیگران است، هنگامی که موضوع نشان دادن حس های درونی پیش می آید، توصیف، تصویر، پیرازبان یا زبان بدن، بهتر و روشن تر از زبان سر می تواند پرده از ناگفته ها بردارد. امروزه فرازبان به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های برقراری پیوند میان شخصیت های رمان، کاربردی گسترده دارد و از آنجا که موضوع احساس یا ناگفته هایی پیش می آید که برزبان آوردنش به ویژه برای زنان دشوار است، ارزش آن افزون می شود. منی شافعی، نویسندۀ کویتی، در بیشتر آثار داستانی اش پدیده های در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا آن اندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتاب حس های گاه تابوشدۀ زن بهره برده که یکی از ویژگی های سبک شناختی نوشته های او شده است. لیله الجنون )شب دیوانگی(، برشی از زندگی دختری ناهمساز با سنت های شرقی را بازتاب می دهد که هرچند به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حس های عاطفی خود با مشکل روبه رو است. پژوهش پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کاربردشناسی زبان، ضمن تأکید بر به عنوان نخستین و مهم ترین حقوق شهروندی زنان رمان، به گرفتاری ها یا چالش های » احساس « حق بیان بی پردۀ اجتماعی، سیاسی و مذهبی فراروی آن ها اشاره و بررسی می کند که چگونه برای بازتاب احساس، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره می گیرند. برآیند پژوهش این است که زنان لیله الجنون هرچند از گروه روشن اندیش جامعه اند، ولی موانع برخاسته از عرف و سنت جامعۀ شرقی، اجازۀ برزبان آوردن حس های درونی را به آن ها نمی دهد. حالت های پربسامدی مانند پریشانی، نگرانی، سرگردانی، شرمساری، لرزش قلب و دست شخصیت های زن روایت، نشان دهندۀ حقوق نادیده شدۀ آن ها است، ولی از آنجا که خواهان دگرگونی شرایط جامعه اند، گاه بی پروایی، شادی و امیدواری نیز بر آن ها چیره شده و خواننده شاهد نمود حس ها یا حالت هایی چندگانه نزد زنان است.