رزومه


EN
حسین قربان پور

حسین قربان پور

دانشیار

ghorbanpoor@kashanu.ac.ir

دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

گروه: زبان و ادبیات فارسی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

رزومه
EN
حسین قربان پور

دانشیار حسین قربان پور

ghorbanpoor@kashanu.ac.ir
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی - گروه: زبان و ادبیات فارسی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

سبک‌شناسی اندیشگانی مؤلفة عدل الهی در شعر سعدی با رویکرد کلامی

نویسندگانعباس شاه علی رامشه,رضا شجری,رضا روحانی,حسین قربانپور
نشریهمتن شناسی ادب فارسی
شماره صفحات۱۹
شماره مجلد۱۸
ضریب تاثیر (IF)ثبت نشده
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار1405/04/15
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهISC
کلید واژه هاسبک‌شناسی اندیشگانی کلام اسلامی عدل الهی شعر سعدی

چکیده مقاله

سبک‌شناسی اندیشگانی با رویکرد کلامی، از شیوه‌های سبک‌شناسی لایه‌ای است که در خدمت تحلیل و فهم مواضع اعتقادی متن و به‌طور خاص مؤلفه‌های اعتقادی و کلامی سخن قرار می‌گیرد و ارتباط لایة ایدئوژیک متن را با دیگر لایه‌های آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی روشن می‌کند؛ کیفیت و سهم هر لایه را در تقویت لایة اندیشگانی سخن می‌سنجد و مانع کلّی‌گویی‌ها و پیش‌داوری‌ها در تعیین مواضع اعتقادی متن می‌شود. نویسندگان در این نوشتار با بهره‌گیری از این شیوة جامع و جزئی‌نگر، به بررسی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند؛ نخست انواع هنجارهای عقیدتی را در حوزة حُسن و قبح عقلی یا شرعی، ماهیّت عدل الهی، انواع نظریه‌ها در باب جواز یا وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار یا عدم وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار به‌همراه مصادیق آن نشان ‌داده‌اند و سپس بر اساس آن، به سبک‌شناسی کلامی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند. در تحلیل نهایی چنین استنباط می‌شود که اندیشة سعدی در مؤلفة عدل الهی با اعتقاد اشاعره همسویی دارد و ردّپای این اثرپذیری در سطح واژگانی، به‌روشنی در شبکة واژگان (عدل/ جور)، (مالک/ مُلک/ املاک)، (حاکم/ حکم‌کردن) و (قضای ازلی/ قلم‌رفتن) آشکار می‌شود. همچنان که این اثرپذیری در لایة نحوی سخن با بهره‌گیری شاعر از (جملات شرطی) و (در جایگاه «فاعل» بودن خداوند و در جایگاه «مفعول» بودن بندگان و مخلوقات) در تبیین مشیّت مطلق و بی‌چون و چرای الهی خود را نشان می‌دهد و درنهایت این اثرپذیری در لایة بلاغی سخن با بهره‌گیری شاعر از (استعارة تبعیه) و (صنعت جمع) نمود می‌یابد