رزومه وب سایت شخصی


EN
حسین ستار

حسین ستار

دانشیار

عضو هیئت علمی تمام وقت

دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

گروه: الهیات و معارف اسلامی- علوم قرآن وحدیث

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

رزومه وب سایت شخصی
EN
حسین ستار

دانشیار حسین ستار

عضو هیئت علمی تمام وقت
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی - گروه: الهیات و معارف اسلامی- علوم قرآن وحدیث مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

میل:sattar@kashanu.ac.ir

شبکه های اجتماعی مجازی):
ای دی تلگرام@hoseinsattar
اینستاگرام
:dr.hosein.sattar 
و    sattar.h.u

کانال تلگرام: https://t.me/sattarkashanu1

آدرس اسکایپ برای کلاسهای آزاد(ویژه دانشجویان دکتری قرآن و حدیث):

https://join.skype.com/NDultE4qn9u7

شنبه:(18-16:تاریخ حدیث)(علم رجال :18-20)
سه شنبه:(18-20:رجال/دانشجویان بین الملل)
چهارشنبه:(8-10:جوامع حدیثی)(جوامع حدیثی/دانشجویان بین الملل:16-18)

 

نمایش بیشتر

انگاره "تناسب معجزات با شرایط زمانه" در بوته نقد

 

حسین ستار/عضو هیات علمی گروه قرآن و حدیث؛دانشگاه کاشان

زینب قصری/دانش آموخته کارشناسی ارشد قرآن و حدیث

(این نوشتار در "اولین کنفرانس بین المللی تبلیغ جهانی دین ، چالش ها، فرصت ها درعرصه بین الملل"؛ ارائه گردید)

  • چکیده

    مرسوم و معمول است که مبلغان دینی به خصوص در تبیین وجه اعجاز معجزات ؛ از خصوصیات اصلی معجزه را تناسب با زمان معرفی میکنند. با توجه به اینکه معروفترین و شناخته شده ترین راه اثبات نبوت فرد مدعی رسالت، معجزه است، بررسی و تحقیق پیرامون معجزات از مقوله های بسیار مهم است. اوصاف و مشخصات متعددی برای تشخیص معجزه از افعال مشابه بیان شده است از جمله آنکه معجزه، کاری خارق عادت و مقرون به تحدی است که بشر عادی، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است.

در این راستا تفاوت معجزات پیامبران از مقوله هایی است که پیرامون آن نظرات گوناگونی مطرح شده است .از دیدگاه برخی دانشمندان علوم قرآنی، معجزه هر پیامبری از جنس کمال و فضیلت عصر آن پیامبر بوده است، تا مردم بدانند که آن عمل متفاوت از تخصص و عمل بشری است و کاری الهی و خارج از توان بشری است.باورمندان به این نظریه که از آن به "تناسب معجزه با زمانه"یادکرده­اند؛ بیش از هر چیز مستند خود را روایتی از امام هادی (ع) قرار داده­اند .این گفتار پس از تعریف و بیان اندیشه تناسب معجزه با زمانه و بیان ادله عقلی و روایی آن ؛تلاش دارد تا دلایل ادعایی را  ردّ نماید. در بحث روایی که مهمترین دلیل این گزاره دانسته شده؛نقد سندی و متنی مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه قرائنی دیگر نیز بر ابطال این گزاره ارائه شده است.

کلمات کلیدی: تبلیغ دینی،معجزه، پیامبران، شرایط زمانی؛تحدی؛شیخ صدوق

مقدمه :

بحث در باب اعجاز در بین مسلمانان قدمتی به اندازه ظهور پیامبر اسلام و کتاب آسمانی ایشان به عنوان معجزه دارد. قرآن کریم از یکسو در بیان تاریخ و سرگذشت انبیا و اقوام پیشین به بیان معجزات مکرر و متعدد انبیاء پرداخته و از دیگر سو خود را به عنوان معجزه پیامبر معرفی و دعوت به تحدی و همانندآوری نموده است. متکلمان؛مفسران و دانشمندان علوم قرآنی در باب معجزه فراوان نگاشته­اند و به تفصیل در باب تعریف و دلایل و نتایج آن سخن گفته اند. از اینروی هم در کتب تفسیری و هم در کتب کلامی و نیز علوم قرآنی بحث اعجاز همواره مورد توجه بوده است. یکی از گزاره­هایی که در بین متاخرین در خصوص معجزه تداول یافته "تناسب معجزه با زمانه" است. این اندیشه که در قرن 4 با روایتی از صدوق و کلینی و با نشات گرفتن از روایات آغاز شده بعدها مورد ادعای متکلمان در باب معجزه قرار گرفته است.

  • 1-1.معجزه در لغت و اصطلاح

معجزه در لغت از ماده "عجز" (=ناتوانی) و نقیض حَزم(=استوارکاری/اِحکام) است. (فراهیدی، 1410ق، ج‏1، ص 215 ؛ابن منظور، 1414 ق، ج‏5، ص 369) متکلمان معجزه پیامبر را به "آنچه مایه­ی ناتوانی دشمنان در تحدی شده" دانسته و مهم­ترین کارکرد آن را "اثبات حقانیت پیامبر" دانسته اند (فاضل مقداد، 1378، ص53)

اوصاف و مشخصات متعددی برای نشان دادن معجزه و تشخیص آن از افعال مشابه بیان شده است از جمله آنکه معجزه، کاری خارق عادت است، مطابق با دعوی (حلی، حسن بن یوسف، 1419ق، ص474؛ طریحی، فخرالدین، 1375ش، ج4، ص24؛ بلاغی نجفی، 1420ق، ج1، ص3؛ قرطبی، 1364ش، ج1، ص70)  مقرون به تحدی، (فاضل مقداد، 1378ش، ص142؛ سیوطی، 1382ش، ج2، ص367؛ طریحی، فخرالدین، 1375ش، ج4، ص24) که بشر عادی، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است. (قرطبی، 1364ش، ج1، ص70؛ جوادی آملی، 1386ش، ص89). متأخرین تاکید دارند معجزه و اعجاز  امری است برخلاف جریان عادی طبیعت که دخالت ماوراءالطبیعه در آن آشکار است؛ اما همچنان در دایره علّیت سیر میکند. (مطهرى، ج‏26، ص 182، طباطبایی، ص 21 )

گفتنی است لفظ معجزه و مشتقات آن در این اصطلاح در قرآن نیامده [1]و به جای آن از لفظ آیه (همانند اعراف:73)؛ برهان ( قصص:28) و یا سلطان (ابراهیم:11) و... استفاده شده است.

2-1. کارکرد معجزه

متکلمین بر این باورند که عقل انسانی (به تنهایی) آدمیان را به کارهای نجات بخش زندگی ابدی راهنمایی نمی کند، همان گونه که به داروهای سودمند برای سلامتی جسم راهنمایی نمی­کند. پس انسان ها به انبیاء نیازمندند همان گونه که به اطباء نیازمندند.(ابوحامد غزالی، ج1، ص87)

اما چگونه باید انبیاء را از مدعیان دروغین بازشناخت؟از جمله راه های شناخت پیامبران، یکی تنصیص پیامبر پیشین بر نبوت شخص و دیگری عقل است.(فیاض لاهیجی، 1383ش، ص357 تا 382 ). اما معروفترین و عام ترین و در عین حال شناخته ترین راه اثبات نبوت، معجزه است. صداقت طبیب با تجربه اش شناخته می شود و صداقت پیامبر با معجزه اش تأیید می شود.(ابوحامد غزالی، ج1، ص87؛ حلی، حسن بن یوسف، 1419ق، ص474)

مخالفان انبیا گاه در برابر دعوت آنان به خدای آسمان و زمین؛ آنان را بشری چون خود اما با انگیزه و هدفی باطل برای جلوگیری از عبادت دین اجدادی دانسته و از آنان برای اثبات ادعایشان در خواست بینه­ای آشکار/سلطان مبین می­نمودند: «قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُریدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبینٍ»(ابراهیم:10)

 گاه در برابر همین اعجاز(اینجا قرآن) بهانه می­گرفتند که چرا بر بزرگتر این دو قوم نازل نشده « وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظیمٍ.» (زخرف:31)

قرآن در بعض موارد برای اعجاز از بهانه گیری آنها که ناشی از روحیه استکباری مشرکان است حکایتگری می­کند: « وما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ کانَ رَبُّکَ بَصیراً. وَ قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِکَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبیراً» (فرقان؛2 و21)

اما بودند کسانی که صرفا برای شناخت صداقت و راستگویی انبیا، از آنان درخواست معجزه می کردند.اینان از پیامبر درخواست "آیه".( «ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقینَ» (شعرا:154) یا "بینه" («حَقیقٌ عَلى‏ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنی‏ إِسْرائیلَ. قالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقینَ. فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبینٌ.» (اعراف: 105-107) می­نمودند.

بنابراین دلیل راستی نبوت پیامبر این است که بعد از ادعای نبوت، معجزه ای از طرف او انجام شود.(فاضل مقداد،1378ش، ص142)

3-1. ویژگی های معجزه

متکلمین با تکیه بر کتاب و سنت برای معجزه ویژگی­هایی چند برشمرده اند از جمله: امتی که آن پیامبر از جانب خداوند به سوی آن ها فرستاده می شود، از انجام کاری مثل، شبیه و نزدیک معجزه آن پیامبر ناتوان باشند، معجزه پیامبر، به امر خداوند متعال باشد و دیگر این که در زمان تکلیف و چهارم به دنبال ادعای نبوت او باشد و پنجم خارق العاده باشد.(حلی، حسن بن یوسف، 1419ق، ص475)

تحدی و عدم معارضه نیز از دیگر خصوصیات اعجاز برشمرده شده است (قرطبی، 1364ش، ج1، ص71) به این معنی که مدعی نبوت دیگران را به مقابله/تحدی و انجام نظیر آن عمل فراخوانده و دیگران یا تسلیم شوند و یا در صدد مقابله و معارضه برآیند و سرانجام مغلوب می شوند.( ر.ک سوره بقره:23؛ اسراء: 88؛ سوره هود:13)

آنچه که بیان شده خلاصه ای از خصوصیات و ویژگی های معجزات بود، بنابر آنچه که گفتیم تناسب با زمانه از ویژگی معجزات در کلام اندیشمندان و متکلمان بیان نشده است.

2. جایگاه تناسب معجزه با زمانه

مراد از تناسب زمانه با معجزه چیست؟ مدعیان این اندیشه بر این باورند که معجزه در هر عصر و مکانی باید متناسب با نمونه بارز توانمندی و هماورد طلبی همان قوم و مردم باشد. مثلا اگر در زمانه­ای و بین اجتماعی  پزشکی در اوج است معجزه باید متناسب با همین علم باشد.اگر سحر و چشم­بندی و تردستی رواج و مقبولیت دارد اعجاز باید متناسب با همین سحر اما در مرتبه­ای بالاتر باشد. اندیشمندان و متکلمین و مفسرانی بر تناسب معجزه با شرایط زمانی و مقتضیات عصری تاکید داشته به گونه ای که بعض معاصرین آن را امری مسلّم و غیر قابل انکار دانسته اند.(قدردان قراملکی، 1381ش، ص81).

1-2. نمونه نظریات در باب تناسب معجزه با زمانه

. قرطبی مؤلف الجامع لاحکام القرآن در قرن هفتم بر این باور بود که معجزه انبیاء به آنچه در آن زمان شهرت داشته و شناخته شده آورده می­شده:"فإن الله سبحانه إنما جعل معجزات الأنبیاء علیهم السلام بالوجه الشهیر أبرع ما یکون فی زمان النبی الذی أراد إظهاره، فکان السحرة فی زمان موسى علیه السلام قد انتهى إلى غایته، و کذلک الطب فی زمن عیسى علیه السلام، و الفصاحة فی زمن محمد صلى الله علیه و سلم."

میتوان رگه هایی از اشعار و تمایل بدین نظریه را در پیشتر از قرطبی هم یافت.مثلا اسفراینی (متوفی 471ق) در تفسیر مشهورش تاج التراجم للاعاجم  (معروف به تفسیر طاهری) بدان توجه نموده است:"..چنان که سحره فرعون از معارضه موسی علیه السلام عاجز بماندند و طبیبان انر رزوگار عیسی علیه السلام از آنچه او همی آورد عاجز بماندند و پیدا شده که ایشان اندر آنچه می­گفتند راستگوی بودند" (اسفراینی، 1375ش، ج 1، ص18 ). دیگرانی نیز بدین نکته تصریح نموده­اند.فیاض لاهیجی (فیاض لاهیجی، 1383ش، ص386-385) و ابیاری (ابیارى، 1405 ق، ج‏2،ص 324) از این میان نامبردارند.

تأکید بر تناسب معجزه با زمانه در بین متأخرین، نمود و بروز بیشتری دارد. بلاغی نجفی(متوفی1352ق ) که او را بنیانگذار علم نوین کلام در نجف اشرف دانسته­اند بر این باور بود که در دوران حضرت موسی7 امر رایج بین مصریان، صنعت سحر و قوانین جاری مجرای آن بود و  آنان آن چه در راستای این صنعت و خارج از قدرت بشری بود را می شناختند و لذا معجزه حضرت موسی7 انداختن عصا و مار شدن آن و سپس برگشتن عصا به حالت اولیه بود و این ساحران بودند که پی بردند کار حضرت موسی7 خارج از قدرت بشری است و ایمان آوردند.در عصر حضرت مسیح7 فلسطین و سوریه، مستعمره­ی یونان بودند و در آن جا پزشکان بسیاری بودند و طب رواج فراوانی داشت بنابراین معجزات حضرت عیسی7 شفای پیسی، کور مادرزاد و آن چه خارج از علم پزشکی بود، بود و اما عرب، کسانی که دعوت اسلام با آنان آغاز شد معارف شان منحصر بود در ادب عربی و از سایر علوم و صنایع خالی بودند. بنابراین خارق العاده بودن اعمال دیگر را درنمی یافتند.(بلاغی نجفی، 1420ق، ج1، ص4) .

چنانکه یکی از نویسندگان متأخر در این خصوص بر این باور است که:«تأمل در معجزات پیامبران در طول سده های متمادی ما را به این نکته رهنمون می سازد که همه آنها در یک نکته مشترک بودند و آن تناسب و تطابقت نوع معجزه با مقتضیات علوم، فنون و خوارق عصر خود است؛ مثلاً در عصر حضرت موسی7 عمل و فن سحر از خوارق عادات رایج و شایع بود که متخصصان و چیره دستان مختلفی را در دامن خود می پروراند، کسانی که به آسانی می توانستند سحر را از غیر سحر تشخیص داده و یا سحر دیگری را ابطال کنند. در عصر عیسی7، علم طب و پزشکی پیشرفت فوق العاده ای داشت و پزشکان حاذقی وجود داشتند که می توانستند با علم طب بیماران صعب العلاج را درمان کنند. در عصر داوود7 و یوسف نیز علم موسیقی و تعبیر خواب رایج و در تکامل بود. اما در عصر ظهور اسلام در شبه جزیره­ی عربستان علوم ادبی با شاخه های مختلف آن نظیر شعر و فصاحت در اوج تکامل بود. معجزه­ی پیامبر اسلام9 نیز مانند معجزات پیامبران پیشین مطابق زمانه شدن. قرآن کریم یک معجزه­ی کلامی در علوم ادبی عرب بود که تمامی چیره و زبردستان را متوجه خود کرد، به گونه ای که بیشتر آنان بر اعجاز بودن آن اعتراف کردند و برخی دیگر به کتمان حقیقت پرداختند و یا آن حضرت را متهم به سحر و جنون کردند.»(قدردان قراملکی، 1381ش، ص81.)

استاد مرتضی مطهری در بیان علت اختلاف معجزات و با استناد به سوال ابن سکیت از امام هادی(روایت مذکور در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت) می­نویسد: هر پیغمبری معجزه­ای که به کار می­برده متناسب بوده با عصر و زمان خودش. (مطهرى، ج‏24، ص 519) . آیت الله جوادی آملی (جوادی آملی، 1386ش، ص124) نیز از  تناسب معجزه هر پیامبری با دوران خویش سخن گفته است..

2-2. دلایل ادعای تناسب معجزات با زمانه

با بررسی و غور و جستجو در میان سخنان باورمندان به این گزاره؛ دلایل زیر قابل یادکرد است:

1-2-2. اول: رویکرد عقلی:

_ به نظر برخی دانشمندان، معجزه هر پیامبری متناسب با علوم پیشرفته در دوران آن پیامبر است؛ برای اینکه از دیگر عملیات علمی و فنی، تشخیص داده شود. چرا که این دانشمندان متخصص آن فن اند، که به رموز آن تخصص آشناترند و تشخیص می دهند که این امر معجزه است، نه عملی برگرفته از تخصص و فنون آن علم و لذا  افراد عالم و دانشمند آن علم زودتر از دیگران معجزه را تصدیق می کنند. راه هر نوع شک و تردیدی برای افراد بی اطلاع و غیر آشنا و کسانی که در علوم مشابه معجزه، مهارت و تخصص ندارند، باز می باشد.(موسوی خویی، 1360ش، ص62)

   فیاض لاهیجی با تقریری دیگر بر این مسأله با رویکرد عقلی تاکید دارد. از دیدگاه وی معجزه هر پیامبری از جنس کمال و فضیلت عصر آن پیامبر بوده است، تا مردم بدانند که آن عمل متفاوت از آن تخصص و عمل بشری است و کاری الهی و خارج از توان بشری است. چنان که در زمان موسی7 چون ساحران بسیار بودند و علم سحر به اوج خود رسیده بود، بنابراین معجزه موسی7 تبدیل عصا به مار و فرو بردن اسباب سحر ساحران، شبیه بود به سحر ساحران و چون ساحران در کمال مهارت در علم ساحری بودند، فهمیدند که عمل موسی شبیه به سحر است اما سحر و کاری بشری نیست، پس به سجده افتادند و ایمان آوردند. معجزه حضرت عیسی7 که زنده کردن مردگان، شفای کور مادرزاد و پیسی بود، کاملان طب در آن زمان بودند و دانستند که کار پزشکی برطرف کردن بیماری و بازگرداندن سلامتی است، نه شفای کور مادرزاد و پیسی و بازگرداندن زندگی به مردگان. در زمان داود نیز علم موسیقی بود؛ بنابراین معجزه­ی او تلاوت زبور بود به آهنگی که از استماع آن وحوش و طیور، مدهوش و مغشی می افتادند.(فیاض لاهیجی، 1383ش، ص386-385)

بدین نظر فخر رازی در ذیل آیه «وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجات» (البقره:235)رای داده:

" مراد از آن، بیان تفاوت درجات و مراتب پیامبران است. چرا که خداوند، ابراهیم7 را خلیل خویش و به کسی این فضیلت را نداده، و برای داوود7 پادشاهی و نبوت را جمع کرد و برای سلیمان7 انس و جن و پرندگان و بادها را مسخرش نمود و حضرت محمد9 را برای جن و انس مبعوث کرد و شریعتی ناسخ همه شرایع دیگر. اما در معجزات شان نیز وجهی است، هر پیامبری معجزه­ای متفاوت از دیگری آورده پس معجزات حضرت موسی7 شبیه آن چه در آن عصر و زمان بود از جنس سحر بود. معجزات حضرت عیسی7، شفا دادن کور مادرزاد و پیسی و زنده کردن مردگان، شبیه آن چه در آن زمان بود و آن طب بود. اما معجزه حضرت محمد9 از جنس بلاغت، فصاحت، خطب و اشعار بود. همچنین معجزات متفاوت هستند در قلت و کثرت، بقا و عدم بقا، قوه و عدم قوه.( فخر الدین رازی ،1420ق، ج6، ص528)

استاد عبدالله جوادی آملی نیز بر این باور است که: معجزه در هر عصر از پیشرفته ترین رتبه های علمی آن زمان است چون مدعی نبوت با ارائه معجزه، تحدی و مبارزه طلبی می کند، بنابراین انگیزه همه به منظور مقابله با او تحریک می شود و این متخصصان صاحب نظرند که می توانند با تدبر در همه جوانب امر و استمداد از برخی مبادی تجربی در رشته مورد تخصص خویش، به خوبی از راه حدس دریابند که آنچه مدعی نبوت آورده است، گرچه ظاهرا شبیه بعضی از کارهای غیرعادی متخصصان در این زمینه است، اما با تأمل کافی چنین نتیجه می دهد که اعجاز نبی هرگز از سنخ کار متخصصان نیست، تا آنان یا دیگران به انتظار پیشرفت رشته تخصصی در آینده دور یا نزدیک، بتوانند همانند کار او را انجام دهند.(جوادی آملی، 1386ش، ص124)

البته مدافعان این نظریه باید بدین سؤال پاسخ دهند: که آیا معجزه انبیاء برای اقناع عالمان و متخصصان و صاحبان فن در میدان اعجاز  بوده و مردمان با تقلید از نظر همین متخصصان از معجزه به عنوان دلیل حقانیت استفاده نموده اند یا مخاطب معجزه تمامی مردم و توده های عالم و غیر عالم بوده است؟ هر چند ظاهر آیات قرآن مؤیدی بر رویکرد دوم است اما اینکه معجزه برای همه مردمان و عموم باشد منافاتی با اینکه تشخیص آن در اعجاز توسط متخصصان و آشنایان به امر باشد ندارد؛به عبارت دیگر متخصصان تشخیص وقوع اعجاز داده و دیگر افراد با رجوع به نظر متخصصان این پدیده را به صورت اعجازی پذیرا می­شوند.

از دیگر سو اگر رسالت و یا نبوتی داعیه خاتمیت داشته باشد باید اعجاز آن نیز بر فرض صحت این ادعا متناسب با همه اعصار و ازمنه و همه انسانها باشد. گفتنی است تناسب اعجاز قرآن با زمان نزول در جنبه ادبی هم البته منافاتی با برخورداری از دیگر جهات اعجاز در کنار جهت ادبی برای اعصار بعد ندارد همانگونه که معجزات عیسی ع و موسی ع برای اعصار بعد نیز حکم اعجاز دارد.

2-2-2. تکیه بر  روایت (نه روایات)

در تناسب معجزات با زمانه، تنها یک حدیث و آن هم حدیثی از امام رضا علیه السلام نقل شده است و چه بسا جرقه­ی اندیشه نظریه مورد بحث از همین حدیث آغاز شده است:

حدَّثَنا جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ مَسرُورٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قالَ حدَّثَنا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بِن عامِرٍ قالَ حدَّثَنا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ السَّیَّارِیُّ عَنْ أَبِی یَعْقُوبَ الْبَغْدَادِیِّ قَالَ: قَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ‏  لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضا7 لِمَا ذَا بَعَثَ اللَّهُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ7 بِالْعَصَا وَ یَدِهِ الْبَیْضَاءِ وَ آلَةِ السِّحْرِ وَ بَعَثَ عِیسَى7 بِالطِّبِّ وَ بَعَثَ مُحَمَّداً 9 بِالْکَلَامِ وَ الْخُطَبِ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ7 إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمَّا بَعَثَ مُوسَى7 کَانَ الاغلَبُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ السِّحْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا لَمْ یَکُنْ فِی وُسْعِهِمْ مِثْلُهُ وَ بِمَا أَبْطَلَ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَعَثَ عِیسَى7 فِی وَقْتٍ قَدْ ظَهَرَتْ فِیهِ الزَّمَانَاتُ‏ وَ احْتَاجَ النَّاسُ إِلَى الطِّبِّ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ مِثْلُهُ وَ بِمَا أَحْیَا لَهُمُ الْمَوْتَى وَ أَبْرَأَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً9 فِی وَقْتٍ کَانَ الاغلَبُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ الْخُطَبَ وَ الْکَلَامَ‏ وَ أَظُنُّهُ قَالَ و الشِّعْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ کِتابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ و مَوَاعِظِهِ وَ أحکَامِهِ مَا أَبْطَلَ بِهِ قَوْلَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَیْهِمْ فَقَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ تَاللَّهِ مَا رَأَیْتُ مِثْلَکَ الیَومَ قَطُّ فَمَا الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ الْیَوْمَ فَقَالَ 7 الْعَقْلُ یُعْرَفُ بِهِ الصَّادِقُ عَلَى اللَّهِ فَیُصَدِّقُهُ وَ الْکَاذِبُ عَلَى اللَّهِ فَیُکَذِّبُهُ فَقَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ هَذَا وَ اللَّهِ الْجَوَابُ. (ابن بابویه، 1378ش، ج‏2، ص 80 و با اندکی اختلاف؛ کلینى، 1429ق، ج‏1، ص54-56 ؛ طبرسى، 1403ق، ج‏2، ص432-433)

ابی یعقوب بغدادی می گوید : ابن سکیت به حضرت رضا7 عرض کرد: چرا حق تعالی موسی7 را به عصا، ید بیضا و اسباب سحر مبعوث فرمود و عیسی7 را به طب و محمد9 را به کلام فصیح مبعوث کرد. حضرت رضا7 فرمودند: وقتی که خداوند متعال موسی7 را به پیامبری مبعوث کرد،  اغلب افعال اهل زمان او ساحری و جادوگری بود. پس از نزد خدا چیزی برای ایشان آورد که مثل آن، نزد ایشان نبود و سحر آنان را باطل می کرد و حجت را بر آنان ثابت می کرد. و عیسی را در وقتی به پیامبری برانگیخت که آفات زیاد بود و مردم نیازمند به طب بودند، پس عیسی7 از نزد خدا چیزی برای ایشان آورد که مثل آن نزد آنان نبود و نمی توانستند مانند آن را بیاورند، چرا که معجزه آن حضرت زنده کردن مرده و شفای کور مادرزاد و پیسی به اذن خداوند متعال بود و به این سبب حجت بر ایشان اثبات فرمود. حق تعالی محمد9 را در زمانی مبعوث گردانید که اغلب افعال اهل عصر او خطب و سخنوری بود و گمانم آن است که فرمود شعر بود. پس محمد9 از برای ایشان از کتاب خدا و مواعظ و احکام آورد و قول آنان را باطل کرد و حجت را بر آنان اثبات فرمود. ابن سکیت عرض کرد: به خدا سوگند که هرگز مثل تویی در این زمانه ندیدم. پس حجت بر خلق امروز چیست؟ حضرت رضا7 فرمودند: عقل، که به آن می شناسی کسی را که نسبت به خدا راست می گوید پس تصدیقش می کنی و نیز می شناسی آن کس را که نسبت به خدا دروغ می گوید، پس تکذیبش می کنی. ابن سکیت عرض کرد: به خدا سوگند که همین جواب است.

تا آنجا که جستجو شد این سخن کهن ترین بیان و تقریر در اصل تناسب معجزه با زمانه است.

1-2-2-2. نقد سندی حدیث

هر چند در سلسله سند این حدیث افرادی ثقه همچون حسین بن محمد بن عامر[1] و ابو یعقوب بغدادی[2]  و ابن سکیت وجود دارند[3] اما وجود افرادی مجهول و غیر ثقه و گاه وضاع از اعتبار سندی این حدیث کاسته است.

جعفر بن محمد بن مسرور هر چند از مشایخ صدوق است اما  دلالتی بر وثاقت وی وجود ندارد. (موسوی خویی ، 1409ق، ج4، ص120)

سیاری نامبردارترین فرد در این بین است. أبوعبدالله سیاری (احمد بن محمد بن سیار)؛ از بزرگان ظاهریه، در زمان امام حسن عسگری7 بوده است. (کشی، 1363 ش، ج‏2، ص 865) در رجال طوسی نام وی هم  در أصحاب أبی الحسن الثالث علی بن محمد 7‏ (=امام هادی 7) و هم در بین اصحاب  أبی محمد الحسن بن علی بن محمد بن علی الرضا 7 (=امام حسن عسکری7) آمده است. (طوسی، 1373ش، ص 383و ص 397)

تصریحات رجالیون در تضعیف و عدم توثیق او مجالی برای اطمینان بدو برجای نمی گذارد. او را ضعیف الحدیث، فاسد المذهب، مجفو الروایة، کثیر المراسیل دانسته و به اعراض امامیه از روایات او توجه داده­اند (نجاشی، 1365ش، ص80؛ حلى، حسن بن یوسف، 1411 ق، ص203؛ ابن داود، 1342ش، ص423؛ عسقلانی ، 1406ق، ج 1، ص251) وی از غالیانی است که خود را از اصحاب امام هادی 7 قلمداد می کرد. (موسوی خویی ، 1409ق، ج21، ص227) کتاب القراءات او از مصادر اصلی روایاتی است که در تحریف قرآن توسط برخی از افراد نادان به آن استدلال شده است.(جعفریان، 1381ش، ص527) [4]

علامه عسکری می‌نویسد: « اکثر روایاتی که شیخ نوری نقل کرده، از کتاب قرائات سیاری است. او به اهل بیت: افترا زد و روایات را دسّ و جعل نمود و اسنادی برای آن ها می ساخت و به اهل بیت: نسبت می داد. محدثین، روایات او را نقل و وارد کتب احادیث مکتب اهل بیت: نمودند و محدثینی مثل شیخ نوری در اثبات تحریف قرآن به روایات استشهاد کرده اند.» (عسکری،ج3، ص248-253)

نکته قابل ذکر دیگر آن است که در اکثر موارد نام امام رضا7 به عنوان گوینده حدیث در کتب آمده است. (ابن بابویه، 1378ش، ج‏2، ص 80)، مگر در کافی که ابی الحسن تنها آمده، و جالب است که در ترجمه هایی که بر کافی نوشته اند برخی حدیث را از امام رضا7 و حتی برخی از امام کاظم7 دانسته اند.اما محققان متأخر بر این باورند که حدیث از امام هادی7 است و ابن سکیت زمان امام هشتم7 را درک نکرده است. بنابراین استناد سخن به آن امام7 صحیح نیست. (کلینى، 1429ق، ج‏1، ص54پاورقی)[5]

فرجام سخن آنکه مشهور بین علما این است که حدیث را از احادیث امام رضا7 می دانند، و با قبول این که ابن سکیت از اصحاب امام هادی7 است، صدور این روایت از امام رضا7 غیرممکن و غیرقابل قبول است. از این رو تتبع در اوصاف راویان در کتب رجالی  ما را به اعراض از روایت دعوت  می کند و سند آن را دارای اعتبار کافی نمی داند.

2-2-2-2. نقد متنی

آنچه از ظاهر حدیث می فهمیم این است که حضرت موسی7 در زمانی به پیامبری برانگیخته شد که سحر رواج داشت و معجزه آن حضرت نیز متناسب با همان سحر بود و در زمان حضرت عیسی7، مردم نیاز به طب داشتند و معجزه آن حضرت نیز با نیاز آن مردم هماهنگ بود و در زمان حضرت محمد 9 نیز شعر و سخنوری رواج داشت از این جهت معجزه ایشان قرآن بود. اما در همین حدیث دو دیدگاه در بحث تناسب وجود دارد :

  1. تناسب با شرایط زمانی: در مورد حضرت موسی7 و محمد9 به تناسب در آنچه در آن زمان رواج داشته اشاره شده است

2- تناسب با نیاز زمانی: اما در مورد حضرت عیسی7 به تناسب با نیاز مردم آن زمان اشاره شده است.

نویسندگان و متفکران نیز در برداشت هایی و سخنانی هم که در این مورد داشته اند، گاه بر تناسب معجزه با نیاز مردم و در بیشتر موارد تناسب با آنچه در آن زمان رایج بوده اشاره شده است. مثلاً آیت الله خویی معتقدند که: «در زمان حضرت عیسی7 طب یونانی به اوج عظمت خود رسیده بود و اطبا معجزه های حیرت انگیزی را انجام می دادند، مخصوصاً در سوریه و فلسطین که از مستعمره های یونان بودند علم طب از رواج و رونق خاصی برخوردار بود.» (موسوی خویی، 1360ش، ص 62) همچنین از نظر قراملکی، علم طب و پزشکی در عصر حضرت عیسی7 پیشرفت فوق العاده ای داشت. (قدردان قراملکی، 1381ش، ص81)

اما دیگران دلیل معجزات طبی عیسی7 را نه توسعه و پیشرفت پزشکی که رواج بیماری در بین مردم و نیاز به درمان آن می­دانند. احمد بهشتی در مقاله خود در ذیل این حدیث می نویسد: "در زمان حضرت عیسی7 مشکل عمده مردم بیماری های مزمن بود و هر کس این گونه امراض را درمان می کرد، در جان و دل مردم نفوذ می کرد و مردم به عظمت او پی می بردند و کارهای خارق العاده اش مورد توجه قرار می گرفت و مردم به او ایمان می آوردند".( بهشتی-مقالات و بررسیها- 1383ش، ص173تا 186) و از نظر آیت الله معرفت نیز پزشکان ماهر از منطقه پیامبری حضرت عیسی7، دور بودند. (قدردان قراملکی، 1381ش، ص83) متن حدیث نیز دال بر نیاز مردم زمان حضرت عیسی7 به پزشکی دارد.

بنابراین در این زمینه دو دیدگاه مختلف وجود دارد اگر چه شواهد بیشتر، گواه بر نیاز مردم زمان حضرت عیسی7 به پزشکی می باشد تا اوج و رشد  پزشکی در آن زمان[2]. اگر این چنین باشد، این دلیل عقلی که تناسب معجزه با تخصص رایج زمان خودش بوده، برای این که دانایان آن فن، معجزه را درک کنند و ایمان آورند، پابرجا نمی ماند.

آیت الله معرفت «ضرورت تطابق و تناسب معجزات با خوارق زمانه را مورد تردید قرار داده اند و برای تأیید مدعای خویش به خلق شتر حضرت صالح7 از کوه و دور بودن منطقه سکنای اطبای حاذق در عصر حضرت عیسی7 از منطقه رسالت آن حضرت استشهاد کرده اند.» ایشان به معجزه حضرت صالح7 اشاره نموده اند که تناسبی با زمانه نداشته و مهم تر این که منطقه پزشکان در دوران حضرت عیسی7 را نیز دور از منطقه رسالت آن حضرت دانسته اند و تناسب را از اساس رد نموده اند.( قدردان قراملکی، 1381ش، ص83.).

3. شواهد و دلایلی دیگر در نظریه تناسب

علاوه بر آنچه آمد دلایل و قرائن دیگری وجود دارد که از انضمام آن به یکدیگر، استوانه های نظریه تناسب بیش از بیش متزلزل می شود.از جمله:

1-3. تناسب در معجزه نه معجزات

حتی اگر هم تناسب را قبول کنیم طبق آن چه آمده این تناسب فقط در معجزه مشهور پیامبران، قابل قبول است. همان گونه که رسول الله9 معجزاتی غیر از قرآن، نیز داشته اند و هم عیسی7 غیر از شفای بیماران و هم موسی7، غیر از سحر معجزاتی دیگر داشته اند. گوشه ای از این معجزات در قرآن کریم  و بسیاری دیگر از آن در روایات ذکر شده است. از جمله معجزات غیر از سحرِ حضرت موسی7، در قرآن کریم: نورانی شدن دست حضرت،(قصص:31/32؛ اعراف:107/108؛ نمل:10/12) شکافته شدن نیل(شعراء:63) ؛ غیر از طبابتِ حضرت عیسی7: سخن گفتن با مردم، در گاهواره،(110 مائده) از گل پرنده ساختن،(مائده:110؛آل عمران:49) خبر دادن از اسرار نهانی مردم (مثلاً از غذاهایی که اشخاص خورده اند یا آنچه که ذخیره کرده اند دقیقاً خبر می داد.) (آل عمرانک49) و غیر از قرآنِ حضرت محمد9: شق القمر (قمر:1) معراج (اسرا:1) قابل یادکرد است.

معجزات پیامبر ما حضرت محمد9، دو نوع است: اول: قرآن، قرآنی که پیش روی ماست و انکارش غیرممکن است.(راوندی، بی تا، ص6) و دوم: معجزات فراوان دیگری همچون؛ جوشیدن آب از بین انگشتان آن حضرت، (حلی، حسن بن یوسف، 1419ق، ص480؛ ابوحامد غزالی، ج1، ص88؛ فاضل مقداد، 1378، ص143) انشقاق قمر، تسبیح سنگریزه، سخن گفتن جانوران بی زبان (ابوحامد غزالی، ج1، ص88؛ فاضل مقداد، 1378، ص143) سیر کردن افرادی بسیار با غذایی کم، خبر دادن از امور غیبی، مستجاب شدن دعای او (فاضل مقداد، 1378، ص143) این معجزات پیامبر اکرم9 فروان است و از هزار مورد نیز بیشتر است.(فیاض لاهیجی، 1383ش، ص388؛ فاضل مقداد، 1378، ص143)

البته برترین و والاترین معجزات پیامبر9، کتاب عزیزی است که باطل در آن راه نمی یابد، کهنه نمی شود و تاریکی ها مگر به وسیله­ی آن روشن نمی گردد؛ (فاضل مقداد، 1378، ص143) قرآن عظیمی که هیچ کس توان معارضه با آن را ندارد.

بنابراین حضرت موسی7، حضرت عیسی7 و حضرت محمد9 که در روایات و نظرات مختلف تنها از یک معجزه آن ها در باب تناسب با زمانه یاد شده است، طبق آیات شریفه معجزات دیگری نیز داشته اند و هیچ فردی تناسب با زمانه را در مورد دیگر معجزات آن بزرگواران ذکر نکرده است[6] و این خود گواه و شاهدی است بر این که تناسب عام و فراگیر بر همه معجزات نیست.

2-3. تناسب در سه پیامبر نه همه انبیاء

این تناسب در همه موارد نه تنها فقط به این چند معجزه، که فقط به این چند پیامبر اشاره شده است. و اگر چه به صورت عام در باب همه انبیا مطرح می شود، اما مثال ها و نمونه ها فقط در خصوص انبیای سه گانه موسی7 و عیسی7 و رسول الله9 است و فقط به سحر موسوی7 و طبابت عیسوی7 و بلاغت رسول الله9 مثال زده شده است. آیا این تناسب در مورد سایر انبیاء نبوده و یا قاعده ای در باب اولوالعزم بوده؟ در مورد کدام پیامبر، به جز سه پیامبر یاد شده می توان نمونه هایی با تکیه بر قرآن و حتی روایات در تناسب با زمانه پیدا نمود؟

از دیگر سو چنان­که در علم الدرایه آمده است: یکی از دلایل در نقد یک حدیث مخالفت آن با واقعیات تاریخی است. ادعای تناسب معجزه با زمانه با واقعیت  و گزارش های تاریخی همخوانی ندارد.[7]

در حدیث مربوط به تناسب معجزه با زمانه نیز فقط چند معجزه مطرح شده است، و اگر بخواهیم تناسب را عام و فراگیر در نظر بگیریم، موارد بسیاری مخالف با این حدیث وجود دارد. در مورد معجزات پیامبران دیگر و معجزات دیگر همان پیامبران (حضرت موسی7، عیسی7، محمد9) چنین تناسبی وجود ندارد و این خود می تواند گواهی بر رد حدیث مذکور باشد.

آیا بیرون آمدن شتر از کوه (هود:64، اعراف:73) در زمان حضرت صالح7 رواج داشته یا هم آواز گردیدن پرندگان با داوود7 (سبا:10؛ انبیا: 79/80) یا شق القمر در زمان رسول الله9؟!!

بیان یک نکته در تکمیل این بحث مفید خواهد بود.از باب قاعده اثبات شیئ نفی ما عدا نمیکند شاید این سوال به ذهن خواننده فهیم ما متبادر شود که از امام در خصوص سه معجزه از سه یامبر سوال شده و ایشان تطبیق آن سه را با زمانه متذکر شده اند و این نکته نفی همگامی معجزات سایر انبیا با زمانه را نمیکند.در جواب باید گفت اولا این ادعایی بدون قرینه و صرفا احتمالی عقلی است و تا شاهد و یا شواهدی قطعی بر آن نداشته باشیم نمیتوانیم آن را بپذیریم؛ بر عکس شواهد فراوانی در عدم تطابق معجزات با زمانه در انبیاء داریم. همین که حتی در معجزه یک انبیا عدم تناسب با زمانه تشخص یافته باشد برای تقض کلیت این قاعده کافی است.ثانیا در مورد همان سه مورد هم مستند که روایتی از امام بود از نظر مبنای استناد مورد ایراد قرار گرفت.

3-3. جاودانه بودن رسالت بیامبر اکرم9؛ قرینه ای مضاعف در رد نظریه تناسب

نبوت و پیامبری حضرت محمد9 تا روز قیامت نسخ نمی شود. (قرطبی، 1364ش، ج1، ص70؛ سیوطی، 1382ش، ج2، ص367) و این شریعت بر صفحه های روزگار جاودان است، و تا صبح قیامت باقی، بنابراین به این شریعت، معجزه­ی عقلی جاودانی اختصاص یافته است، تا صاحبان بصیرت آن را ببینند. (سیوطی، 1382ش، ج2، ص367) و خداوند سبحان معجزه پیامبر اکرم9 را «باقیه الی آخر الدهر» (فخر الدین رازی ،1420ق، ج6، ص523) و به قولی دیگر مستمر تا دامنه قیامت قرار داده است. (قرطبی، 1364ش، ج1، ص70؛ سیوطی، 1382ش، ج2، ص367) در حالی که معجزه پیامبران دیگر فانی و دارای زمان انقضا هستند. (قرطبی، 1364ش، ج1، ص70؛ سیوطی، 1382ش، ج2، ص367؛ فخر الدین رازی ،1420ق، ج6، ص523) بنابراین نبوت پیامبر اکرم9 برای همه­ی زمان های بعد از آن حضرت است.  اگر تناسب با زمانه از خصوصیات معجزه است این نکته در بلاغت رسول الله9، چندان مناسب نیست، چراکه دعوت ایشان جهانی است و ابدی، اما تبحر و آشنایی مخاطبان در ادوار بعد متناسب با اعجاز بیانی قرآن نیست.

به عبارت دیگر در بحث اعجاز قرآنی دو حیث وجود دارد:

1-تناسب ادبی و فصاحت و بلاغت قرآن که معجزه ای متناسب با مخاطبین مستقیم پیامبر بوده است.

2-با توجه به اینکه قرآن به عنوان منبع و مستند اصلی دین خاتم نقش ایفا می­کند و جنبه قانون اساسی و ابدی برای اسلام را دارد،لذا کتاب بودن آن و حیث متن و گفتار بودن آن تناسب با تمام مخاطبان الی یوم القیامه را دارداز این رو معجزه قرآن به عنوان سرآمد معجزات هم با زمانه پیامبر و هم با تمام اعصار بعدی که بشر با کتاب سرو کار دارد تناسب و همخوانی دارد.

4-3. معجزات مشترک انبیاء ؛شاهدی دیگر بر رد نظریه تناسب

از سویی دیگر در بین رسولان الهی معجزات مشترکی مشاهده می شود که با توجه به وجود شرایط متفاوات زمانی و مکانی نمی­تواند گواه بر گزاره ادعایی تناسب معجزه با زمانه باشد. نمونه ای از این معجزات مشابه در جدول زیر ارائه شده است

پیامبران

معجزه

موسی7 محمد9

جوشیدن دوازده چشمه[8]

عیسى 7 محمّد9

شفا دادن دردمندان از مرضشان [9]

عیسى7 محمّد9

شفا دادن کور[10]

عیسى7- حزقیل7 - محمد9

زنده کردن مرده[11]

سلیمان7- محمد 9               

صحبت کردن باحیوانات، پرندگان[12]

عیسی7 محمد9

خبردادن از اسرار نهانی مردم[13]

اگر معجزات با زمانه تناسب داشته اند پس باید پیامبرانی که معجزه ای شبیه معجزه، پیامبر دیگر دارند، تشابه زمانی نیز داشته باشند یعنی یا در یک زمان یا در زمان هایی که از نظر تناسب با معجزه، اشتراکاتی دارند، باشند. عدم این تشابه می تواند نشانه­ی رد نظریه تناسب معجزات با زمانه باشد. پذیرش این اشکال منوط به قبول این پیش فرض است که تمام معجزات یک پیامبر با زمانه باید تناسب داشته باشند نه معجزات محوری آنان.

4. دلایل تفاوت معجزات

«به هر حال جای این پرسش باز است که راز این تفاوت ها چیست؟ آیا قلمرو شریعت ها و خصوصیات هر یک باعث این تفاوت ها بوده است؟ یا موقعیت و توان معنوی و روحانی آورندگان معجزات؟ و یا مقتضای عصر و فنون رایج روزگار و میزان فهم و درک مخاطبان؟ هر چه هست، با توجه به آن که قدرت اعجاز را خداوند به عنوان آیت تأیید کننده به همراه برگزیدگان خویش قرار داده است، و با یادآوری این که هیچ فعلی از خداوند به گزاف و بی حکمت انجام نمی گیرد ، باید ورای این تفاوت ها حکمتی نهفته را جستجو نمود. آنچه مسلم است آن است که خدای حکیم، معجزات انبیا را مناسب با شعاع دعوت آنان و به گونه ای قرار داده است که هر کدام از آن ها در شرایط ویژه و مخاطبان آن پیامبر، اثر لازم برای معرفی حقیقت از باطل و اتمام حجت را داشته باشد.»(سعیدی روشن، 1379ش، ص105)

در واقع می توان گفت گزینش نوع معجزه، از حکمت تناسب معجزات، با شرایع ناشی می شود. رسالت پیامبران پیشین ویژه­ی روزگار معین و یا جامعه ای محدود بوده، معجزه های آنان نیز ویژه زمان محدود و مقتضای نیاز همان قوم و مخاطبان است.(همان).

بلاغی نیز در آلاء الرحمن در مورد علل تفاوت معجزات، علت های مختلفی همچون اختلاف مردم در خَلق و خُلق و دانش آنان بیان می کند. (بلاغی نجفی، 1420ق، ج‏1، ص 4)

علامه حلی در باب حادی عشر، اختلاف معجزات را مبتنی بر اختلاف در نبوت و شریعت دانسته:

"چون مصالح مردم به حسب اختلاف روزگار و مردم اختلاف می یابد، مانند بیماری که احوال او در (چگونگی) معالجه و به کاربردن داروها به حسب اختلاف مزاج او در حالات گوناگون بیماری مختلف می شود به نحوی که زمانی او را به چیزی معالجه می کنند که معالجه­ی او بدان در وقت دیگر ناممکن می شود، نبوت و شریعت نیز به حسب اختلاف مصالح خلق در روزگاران­شان و اشخاص­شان مختلف می گردد." (فاضل مقداد، 1378، ص142)

شهید مطهری نیز تفاوت معجزات را ناشی از  تفاوت و استعداد انبیاء دانسته است. از دید وی معجزه، فعل همان شخصی است که آن را انجام می دهد و نیرو و قدرت اوست، که این کار را انجام می دهد. یعنی خداوند این قدرت را به یک انسان داده است و آن انسان است که چنین کاری را می کند. پس در واقع معجزه برمی گردد به استعدادهای انسانی، که یک انسان می رسد به پایه ای، که چنین کاری را می تواند انجام بدهد. به طور کلی در انسان یک قوه ای وجود دارد که تا اندازه ای قوه­ی خرق عادت باشد، البته خود آن هم قانونی دارد ولی برخلاف قانون مادی این جهان. (مطهرى، 1380ش، ص159)

بنابراین تفاوت معجزات، ناشی از تفاوت خود پیامبران و تفاوت نفوس ایشان است.

برآیند

تفاوت در معجزات پیامبران موضوعی قابل تأمل بوده است و با گذشت زمان در برخی کتب علوم قرآنی وارد شده است و در این راستا حدیثی با این موضوع نیز مورد استناد است که تفاوت معجزات را ناشی از تفاوت زمان ها و مکان ها می داند و راز این تفاوت را تناسب با زمانه برای فهم معجزه بیان می کند.

از جمله دلایل تناسب معجزه با زمانه را این گونه مطرح نموده اند: که مردم بفهمند کار پیامبر از جنس کار آنها نیست و معجزه و خارق العاده بودن آن عمل را دریابند. بنابراین قبول تناسب معجزه با زمانه برای فهم مردم، در واقع اعتراف به این است که معجزات برای افراد و گروه خاصی قابل فهم و درک بود است. این سخن، با عام بودن معجزات و عمومیت مخاطبان انبیاء همخوانی ندارد.

در یک نگاه کلی ادعای تناسب معجزات با زمانه به دلایل زیر مقبول نیست:

1-عدم دلیل بر این ادعا در کتاب الهی.

2-دلیل روایی آن مردود است چرا که بررسی سندی حدیث، این نکته را ثابت کرد، که حدیث از صحت سندی کافی برخوردار نیست. نقد متنی حدیث نیز بر کاستی های آن می افزاید.

3- چنین ادعایی با واقعیت تاریخی مخالف است.

ضمیمه پاپانی؛ جدول تناسب معجزات با زمانه

در این جا معجزات برخی از پیامبران را از آیات کلام خدای عزوجل، قرآن استخراج نموده ایم.

نام پیامبر

معجزه

موسی7

اژدها شدن عصا ـ نورانی شدن دست حضرت ـ (قصص31/32؛ اعراف/107/108؛ نمل/10/12) شکافته شدن نیل (شعراء/63)

صالح7

بیرون آمدن شتر از کوه (هود/64، اعراف/73)

داوود7

هم آواز گردیدن پرندگان با داوود و ذکر و تسبیح خداوند همراه ایشان، نرم شدن آهن در دست داوود و زره ساختن او  (10سبا؛ انبیا 79/80)

سلیمان7

مسخر ساختن باد برای حضرت سلیمان و روان ساختن چشمه مس (مذاب) و تسخیر گروه عظیمی از جن (12 سبا)

حکومت سلیمان بر جن و پرندگان  (نمل17)

درک کلام مورچگان و گفتگوی با هدهد (نمل18/ 20)

عیسی7

سخن گفتن با مردم، در گاهواره،(110 مائده) از گل پرنده ساختن، درمان بیماری های صعب العلاج یا غیر قابل علاج (بهبود بخشیدن کور مادرزاد و مبتلا به برص (پیشی) زنده کردن مردگان به فرمان خدا، (110 مائده؛ 49 آل عمران) خبر دادن از اسرار نهانی مردم ( مثلاً از غذاهایی که اشخاص خورده اند یا آنچه که ذخیره کرده اند دقیقاً خبر می داد.) (49 آل عمران)

محمد9

شق القمر (1قمر) معراج (1اسرا) قرآن کریم و معجزات دیگر

منابع

   قرآن کریم

  1. ابن بابویه، محمد بن علی، ، عیون اخبار الرضا، تحقیق مهدی لاجوردی ، تهران، نشر جهان چاپ اول، 1378ش.
  2. _______________ ،، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،1413ق.
  3. ابن منظور، محمد بن مکرم، ، لسان العرب، تحقیق جمال الدین میردامادی، بیروت، دارصادر، چاپ سوم،1414 ق.
  4. ابیارى، ابراهیم ،موسوعةالقرآنیه، قاهره، مؤسسه سجل العرب، بی چا، 1405 ق.
  5. اسفراینی، ابوالمظفر شاهفور بن طاهر، ، تاج التراجم فی تفسیر القرآن للاعاجم، تحقیق نجیب مایل هروی-علی اکبر الهی خراسانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1375ش.
  6. بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1420ق.
  7. بهشتی، احمد، «دیدگاه امام رضا درباره معجزه و شرایط متغیر زمان»، مقالات و بررسیها ،1383ش،دفتر 76 ،173-186.
  8. پرچم، اعظم، بررسی تطبیقی مسائل وحی و نبوت از دیدگاه قرآن و عهدین، اصفهان، کنکاش،چاپ اول، 1382ش.
  9. جعفریان، رسول،، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه : ، قم، انتشارات انصاریان، چاپ ششم، 1381ش.
  10. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم "قرآن در قرآن"، قم، نشراسرا،چاپ ششم، 1386ش.
  11. حسینی طباطبایی، مصطفی،«بررسی روایات ساختگی، نقد کتب حدیث»،نسخه اینترنتی از سایت:

https://www.kotobdigital.com

  1. حلی، جمال الدین حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق حسن زاد آملی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ هشتم، 1419ق.
  2. حلی، حسن بن علیّ بن داود، رجال ابن داود، تصحیح محمد صادق بحرالعلوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران‏، چاپ اول، 1342ش.
  3. خوئی،ابوالقاسم ،بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، ترجمه محمدصادق نجمی و هاشم هریسی، بی چا، قم، مجمع ذخایراسلامی1360ش.
  4. زرکلی، خیرالدین ، الاعلام، بی جا،چاپ سوم، بی تا.
  5. سعیدی روشن، محمدباقر، معجزه شناسی، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1379ش.
  6. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الاتقان فی علوم القرآن، ترجمه مهدی حائری قزوینی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ چهارم، 1382ش.
  7. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن،لبنان(بیروت)، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏،1402ق.
  8. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، تحقیق محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضى چاپ اول، 1403ق.
  9. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق سیداحمدحسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، ، 1375ش.
  10. طوسى، محمد بن حسن‏، رجال الطوسی‏، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم‏، مؤسسه نشر اسلامی چاپ سوم،1373ش.
  11. عسقلانی، احمدبن­علی­بن­حجر، لسان المیزان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات ،چاپ سوم، 1406ق.
  12. عسکری، القرآن الکریم و روایات المدرستین، تهران، المجمع العلمی الاسلامی، اول،۱۳۷۴ش.
  13. فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، متن و ترجمه باب الحادی عشر از علامه حلی، با ترجمه علی اصغر حلبی، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ سوم، 1378ش.
  14. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، ترجمه مهدوی دامغانی ، تهران، نشر نی، چاپ اول، 1366ش.
  15. فخر الدین رازی، ابوعبدالله محمدبن­عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم،1420ق.
  16. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین،، قم، انتشارات هجرت، چاپ دوم ، 1410ق.
  17. فیاض لاهیجی، عبدالرزاق بن علی، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، چاپ اول، 1383ش.
  18. قدردان قراملکی، محمد حسن، معجزه در قلمروعقل و دین، قم، بوستان کتاب،چاپ اول، 1381ش.
  19. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو ،چاپ اول، 1364ش.
  20. قطب الدین راوندی، سعید بن هبةالله ، الخرایج و الجرایج، تصحیح اسدالله ربانی، قم ، انتشارات مصطفوی، بی چا، بی تا.
  21. کشى، محمد بن عمر ، رجال الکشی-اختیار معرفة الرجال، تحقیق مهدی رجایی، قم‏، مؤسسه آل البیت: ،چاپ اول‏، 1363 ش ‏.
  22. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، الکافی، قم‏، دارالحدیث، چاپ اول‏،1429‏ق.
  23. مجلسى، محمد باقربن محمدتقى، بحار الانوار، بیروت‏، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم‏، 1403ق ‏.
  24. محرمی، غلام­حسین، جلوه های اعجاز معصومین، قم، انتشارات اسلامی،چاپ دوم، 1378ش.
  25. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار ،ج24، قم، انتشارات صدرا،چاپ چهارم،1389ش.
  26. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار ،ج26، قم، انتشارات صدرا،چاپ ششم،1393ش.
  27. مطهری، مرتضی، نبوت، قم، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، 1380ش.
  28. موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم‏رجال‏الحدیث، چاپ چهارم، بیروت، الزهراء، 1409ق.
  29. نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، قم، موسسه نشر اسلامی، چاپ ششم، 1365ش.

 

[1] "إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ ۖ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ"(انعام:134)هر چه به شما وعده دادند محققا خواهد آمد و شما (بر قدرت و مقدّرات خدا) غالب نخواهید شد.در این آیه معجزه در معنای ناتوانی آمده نه در معنای اصطلاحی معجزه.

[2] البته چه بسا این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست بدین معنا که به علت بروز و گشستر بیماری نیاز به اطبا بیشتر و بالطبع علم پزشکی رو به گسترش و پیشرفت نهاده باشد.

 

[1]. از مشایخ کلینی است. (موسوی خویی ، 1409ق،ج6، ص76؛ نجاشی، 1365ش، ص66)

.[2] او را به ثقه و صدوق در علم رجال توصیف نموده اند. (نجاشی، 1365ش، ص 450) یعقوب از "أصحاب امام رضا7" بود (حلى، حسن بن یوسف، 1411 ق، ص186)  احمد بن محمد سیاری نیز از او روایت می کند. (موسوی خویی ، 1409ق، ج22، ص89)

[3]. یعقوب بن اسحاق سکیت(186244 هـ  ) ( زرکلی، بی تا، ج9، ص255)

او را ثقه دانسته اند.  در علم و زبان عربی آثار و کتب بسیاری دارد. (نجاشی، 1365ش، ص 449 و ابن داود، 1342ش، ص 379)

داستان شهادت او در راه دوستی با اهل بیت در کتب تاریخ مشهور است. (بنگرید به موسوی خویی ، 1409ق، ج20، ص129)

.[4] برای اطلاعات بیشتر بنگرید به مقاله «غلات و اندیشه تحریف قرآن» نگارش محمد حسن احمدی

.[5] دلایل مذکور چنین است :

دلیل اول: صدوق در عیون اخبارالرضا و علل الشرایع با لفظ: «لأبی‏الحسن الرضا 7». آورده ولی قید رضا زائد است، چرا که ابن السکیت همان یعقوب بن إسحاق السکّیت، نحوی معروف است که در رجال نجاشی آمده که" کان متقدّماً عند أبی جعفر الثانی و أبی الحسن علیهما السّلام ... و قتله المتوکّل لأجل التشیّع"  وظاهر"ابی الحسن" در کلام نجاشی، "أبوالحسن الثالث علیّ بن محمّد الهادی 7" است و این تأیید می کند که اولا ابن سکیت متوفی 244 بعید است که" مولانا أبو الحسن الرضا 7" که در سال 203 رحلت نمودند را درک کرده باشد و روایت از ایشان نقل کند. (فیستبعد جدّاً إدراک ابن السکّیت إیّاه علیه السلام)

دلیل دوم: در أمالی طوسی، ص 580، المجلس 24، ح 1202 و 1203، یعقوب بن السکّیت النحوی از أبی الحسن علیّ بن محمّد بن الرضا 7روایت کرده است.

دلیل سوم: در مناقب آل أبی طالب از ابن شهرآشوب، ج 4، ص 434؛ از او می گوید: «و قال المتوکّل لابن السکّیت: اسأل ابن الرضا7 مسألة عوصاء بحضرتی، فسأله، فقال: لم بعث اللَّه موسى7 بالعصا؟» سپس مضمون خبر را با تفضیل نقل می کند.

در پایان به این نتیجه می رسد که منظور از"أبی الحسن" در این سند همان" أبوالحسن الثالث7" است. (کلینى، 1429ق، ج‏1، ص55پاورقی)

[6]. بنگرید به ضمیمه شماره یک.

.[7] برای مثال در من لایحضره الفقیه در باب الصوم چند حدیث آمده است با این مضمون که ماه رمضان کمتر از سی روز نمی شود:

- فی روایة محمّد بن سنان عن خذیفة بن منصور عن أبی عبدالله 7  قال: شهر رمضان ثلاثون یوما لا ینقص أبدا.

- و فی روایة حذیفة بن منصور عن معاذ بن کثیر و یقال له معاذ بن مسلم الهراء عن أبی عبدالله 7 قال: شهرُ رَمَضانَ ثَلاثونَ یوماً لا یَنقُصُ و اللهِ أبَداً

-وَ سَأَلَ أَبُو بَصِیرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ 7 عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ قَالَ ثَلَاثِینَ یَوْماً

روی عن یاسر الخادم قال: قلت للرضا 7  هل یکون شهر رمضان تسعة و عشرین یوما؟ فقال: إنَّ شَهرَ رمضانَ لا یَنقُصُ مِن ثَلاثیِنَ یَوماً أبَداً. (ابن بابویه، 1413ق، ج2، ص169-171)

غلط بودن این احادیث، بر عالم و عامی آشکار است و به تحقیق در اسناد آن ها نیاز نیست. (حسینی طباطبایی، ص98)

[8].. فتال نیشابوری، 1366ش.ص113؛ راوندی، 1378ش ، ص144؛  طبرسى، 1381ش، ج‏1، ص 482.

[9]. راوندی، 1378ش ، ص144، ص26؛ طبرسى، 1381ش، ج‏1، ص 498.

[10]. راوندی، 1378ش ، ص144، ص 121و 373؛ طبرسى، 1381ش، ج‏1، ص 499.

[11]. ابن بابویه، 1378ش، ج‏1، ص160.

[12]. ابن بابویه، 1378ش، ج‏1، ص 160.

[13]. طبرسى، 1381ش، ج‏1،ص 501.

کلیدواژه‌ها: تبلیغ دینی،معجزه، پیامبران، شرایط زمانی؛تحدی؛شیخ صدوق