رزومه


EN
فاطمه سادات طاهری

فاطمه سادات طاهری

دانشیار

عضو هیئت علمی تمام وقت

taheri@kashanu.ac.ir

دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

گروه: زبان و ادبیات فارسی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

رزومه
EN
فاطمه سادات طاهری

دانشیار فاطمه سادات طاهری

عضو هیئت علمی تمام وقت taheri@kashanu.ac.ir
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی - گروه: زبان و ادبیات فارسی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

دانشکده: ادبیات و زبان های خارجی                    گروه آموزشی: زبان و ادبیات فارسی

نام و نام خانوادگی: دکتر فاطمه سادات طاهری                           

    تلفن داخلی:     03155912719

تلفن همراه و حضور در فضای مجازی ایتا: 09162298327

My affiliation

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان. کاشان. ایران

نمایش بیشتر

«تحلیل شخصیت اصلی رمان نشان‌کرده اثر بلقیس سلیمانی با تکیه بر نظریة«سلطة مذکر» پی‌یر بوردیو»

نویسندگانفاطمه سادات طاهری,مرضیه آبیارقمصری
نشریهادبیات پارسی معاصر
ضریب تاثیر (IF)ثبت نشده
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار1405/04/27
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهISC
کلید واژه هاسلطة مذکر پی‌یر بوردیو رمان نشان‌کرده شخصیت اصلی

چکیده مقاله

سلطة جنسیتی، یکی از ناشناخته‌ترین ابعاد سلطه شمرده‌می‌شود. پی‌یربوردیو(1930-2002) به‌عنوان بنیانگذار نظریۀ «سلطة مذکر» عقیده‌دارد این نوع سلطه در ناخودآگاه جمعی انسان‌ها ریشه‌دارد و زنان مانند هر گروه تحت سلطه‌ای، بدون‌ آنکه آگاه باشند با سلطه‌گران بر خود مشارکت‌می‌کنند. نگارندگان در این پژوهش کیفی با شیوۀ توصیفی تحلیلی مبتنی بر متن رمان نشان‌کرده اثر بلقیس سلیمانی و تقسیم‌بندی شاخصه‌های سلطة مذکر از دیدگاه بوردیو می‌کوشند با پاسخگویی به این پرسش‌ها که کدام الگوهای سلطة مذکر بوردیو در رمان نشان‌کرده وجوددارند؟ و هریک از این الگوها تا چه حد قابل انطباق با تجربیات شخصیت اصلی رمان هستند؟ چگونگی بازتاب سلطة مردانه و تأثیر آن بر شخصیت اصلی رمان نشان‌کرده را بررسی‌کنند. یافته‌ها نشان‌می‌دهد شخصیت اصلی رمان بی‌آن‌که بداند، تحت تأثیر سلطة نظام مردسالارانه و سنت‌های فرهنگی- اجتماعی حاکم بر جامعۀ روستایی است؛ به‌ویژه که این ساختارها زمینه‌ساز کنترل و نظارت اجتماعی شدید، نابرابری جنسیتی، محرومیت به‌ گونه‌های مختلف و درنتیجه بحران هویت زنان در این جوامع‌اند که هریک از آن‌ها به‌نوعی با الگوهای برساخت اجتماعی بدن، در بدن‌نهفتگی سلطه، مذکربودن به مثابۀ والامقامی، هستی زنانه به‌مثابۀ هستی ادراکی و سلطه و عشق در نظریۀ بوردیو انطباق دارند.